Á..Ŧ..Ś..Ú..Ś

نــذر ڪـرכه ام اگـر نیآیـے ، پیـآכه از یآכت بــِروَمـ ...!

اگر می دانستی...


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی
همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
و سال ها برایش گریسته ای
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی



[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ ღ♡ღ فــرشـ ❤ـــتـــہ ღ♡ღ ]

[ نظرات() ]

دوباره دلم گرفته

 

هوا بوی نم گرفته
دوباره دلم گرفته
صدای گریه ی بارون
تو خیابون دم گرفته
با نگاهت قلبمو ازم گرفتی اینم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتی اینم بمونه
گفتی که قلبتو پس میدم دیوونه اینم بمونه
گفتم این قلب توه پیشت بمونه اینم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتی محاله اینم بمونه
گفتی که تو هم دلت چه خوش خیاله اینم بمونه
من میگفتم شب عشق با این سیاهی نداره ترسی برام وقتی تو ماهی
تو میگفتی آره من ماهم ولی تو اومدی آسمونت رو اشتباهی
اینم بمونه اینم بمونه...



[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:22 ق.ظ ] [ ღ♡ღ فــرشـ ❤ـــتـــہ ღ♡ღ ]

[ نظرات() ]

دوباره

دوباره دقیقه ها رو کند و آهسته می بینم

دوباره چشم خدا رو رو خودم بسته می بینم

تا دلم آروم بگیره سر به کوچه ها می زارم

رو به آدما می خندم شب و تا فردا می بارم

تویه یک جاده ی برفی پی انتها می گردم

توی این رویای آبی هنوزم اسیر دردم

آخه دنیا تو چشام رنگشو باخته

آخه یک جنس غریبه آسمون منو ساخته

برده رنگ انتظارو بارون چشمای خستم

انگار آهنگی نداره بی تو این قلب شکستم

از سپیده تا سپیده آسمون ابری و تاره

مثل بغض سینه ی من شوق باریدن نداره

توی بارون به امید حرفات اشک چشمام بی قراره

عشق من سوز زمستون عشق تو شور بهاره



[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:13 ق.ظ ] [ ღ♡ღ فــرشـ ❤ـــتـــہ ღ♡ღ ]

[ نظرات() ]

باور کن

 

تنها شاهد اشک های شبانه ام

همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است

هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا

فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند

همیشه بالش سکوت را

زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم

تا کسی صدایم را نشنود

اما تو

تو که از گریه های پنهانی من با خبری

چه کنم

گاهی همین گریه های گهگاه

جای خالی تو را

در غربت ترانه هایم پر می کند

باور کن



[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ ღ♡ღ فــرشـ ❤ـــتـــہ ღ♡ღ ]

[ نظرات() ]

عشق یعنی

 

عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز
عشق یعنی محبت و سوز و گداز

عشق یعنی سوز بی ماوای ساز

عشق یعنی نغمه ای از روی ناز

عشق یعنی کوی ایمان و امید

عشق یعنی یک بغل یاس سپید

عشق یعنی یک ترنم از یه یار

عشق یعنی سبزی باغ و بهار

عشق یعنی لحظه دیدار یار

عشق یعنی انتهای انتظار

عشق یعنی وعده بوس و کنار

عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار

عشق یعنی حس نرم اطلسی

عشق یعنی با خدا در بی کسی

عشق یعنی همکلام بی صدا

عشق یعنی بی نهایت تا خدا

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی از فراقش سوختن

عشق یعنی سر به در اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی بنده فرمان شدن

عشق یعنی تا ابد رسوا شدن

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست

عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه

عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی پیش محبوبت بمیر

عشق یعنی از رضایش عمر گیر

عشق یعنی زندگی را بندگی

عشق یعنی بندگ آزادگی



[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ ღ♡ღ فــرشـ ❤ـــتـــہ ღ♡ღ ]

[ نظرات() ]

هر شب

 

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب

تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه

چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب

تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من

که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو

که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب

تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب

حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب



[ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ ღ♡ღ فــرشـ ❤ـــتـــہ ღ♡ღ ]

[ نظرات() ]

img{ -webkit-transform:scale(0.9); /*Webkit: Scale down image to 0.8x original size*/ -moz-transform:scale(0.9); /*Mozilla scale version*/ -o-transform:scale(0.9); /*Opera scale version*/ -webkit-transition-duration: 0.5s; /*Webkit: Animation duration*/ -moz-transition-duration: 0.5s; /*Mozilla duration version*/ -o-transition-duration: 0.5s; /*Opera duration version*/ opacity: 0.7; /*initial opacity of images*/ margin: 0 10px 9px 0; /*margin between images*/ } img:hover{ -webkit-transform:scale(1.1); /*Webkit: Scale up image to 1.2x original size*/ -moz-transform:scale(1.1); /*Mozilla scale version*/ -o-transform:scale(1.1); /*Opera scale version*/ box-shadow:0px 0px 30px gray; /*CSS3 shadow: 30px blurred shadow all around image*/ -webkit-box-shadow:0px 0px 30px gray; /*Safari shadow version*/ -moz-box-shadow:0px 0px 80px gray; /*Mozilla shadow version*/ opacity: 1; -webkit-transform: rotate(-10deg); } >
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic